DataLife Engine > شیراز > شیراز ? پارس خاستگاه تمدن ایران زمین

شیراز ? پارس خاستگاه تمدن ایران زمین


تاريخ: 25 تير 1388. نويسنده: farshistory
شیراز پایتخت فرهنگی ایران زمین

شیراز ? پارس خاستگاه تمدن ایران زمین

شيراز، نامي خيال انگيز


در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهم?رس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد ? نام خ?د را بدان بخشيد. به ر?ايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" ب?ده كه به اختصار شهر از ? شيراز خ?انده شده است.

در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسك?" شيراز به معناي مركز انگ?ر خ?ب است، "ابن ح?قل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندر?ن شير مي داند، چرا كه به ق?ل ا? عم?ما" خ?اربار ن?احي ديگر بدانجا حمل مي شد ? از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. ? بالاخره بنا به ن?شته كتاب "ص?رالاقاليم"، از جهت ?ج?د دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.

باري، بيش از هر چيز نام زيبا ? سحرانگيز شيراز كه ?ا?ه اي فارسي است، بهترين گ?اه بر اين با?ر است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ?ر?د اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكن?ن نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جن?ب ? شرق به غرب كش?ر است ? اين م?قعيت در اد?ار قبل از اسلام شاخص تر ب?ده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه ش?ش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد ? پاسارگاد ب?ده ? در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چ?ن بيشاب?ر ? گ?ر با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز ? خ?ش آب ? ه?ايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي ? سكنه نب?ده است. ?ج?د آثار قديمي مانند قصر اب?نصر در ح?الي شيراز كه قدمت آن به د?ره اشكانيان مي رسد ? نق?ش برجسته برم دلك، (در چندكيل?متري شرق قصر اب?نصر) كه از آثار د?ره ساساني است ? قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهند?) در سمت شرق تنگ سعدي ? چند نقش برجسته در دهكده گ?يم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز ? همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر اب?نصر، كه بر آنها با خط پهل?ي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر ?ج?د شهر يا بل?كي به نام شيراز، در همين محل در د?ران قبل از اسلام دلالت دارد.

علا?ه بر آنچه گفته شد، كا?ش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامر?ن در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر ر?ي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص ب?د. بدين ترتيب مي ت?ان احتمال داد، اين ?ادي كه در عهد ر?نق تخت جمشيد، آبادي ك?چكي بيش نب?ده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندر?ار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است.


آخرين كلام اين كه در اشعاري از شاهنامه فرد?سي، استاد حماسه سراي ط?سي، به مناسبت هايي از شيراز ياد شده، مثلاً راجع به شيراز در عهد كيانيان آمده است:


د?هفته در اين نيز بخشيد مرد

س?م هفته آهنگ شيراز كرد

هي?نان فرستاد چندي ز ري

س?ي پارس، نزديك كا?س كي

? در م?رد شيراز، در ر?زگار اشكانيان، چنين مطالبي ذكر شده است:

چ? بنشست بهرام زاشكانيان

ببخشيد گنجي به ارزانيان

... ?را ب?د شيراز تا اصفهان

كه داننده اي خ?اندش مرزمهان

? بالاخره اينكه در عهد پير?ز ? قباد ساساني، سپهبد ايران، "س?فراي" از اهالي شهر شيراز ب?د

... بدان كار شايسته شه "س?فراي"

يكي پايه ?ر ب?د ? پاكيزه راي

جهان ديده از شهر شيراز ب?د

سپهبد دل ? گردن افراز ب?د

استخري در كتاب مسالك ? ممالك كه در نيمه ا?ل قرن چهارم هجري تأليف شده است، راجع به آثار ? بقاياي فرهنگي قبل از اسلام، در شيراز مي گ?يد:

شيراز قلعه اي به نام شاه م?بد دارد. ?ي همچنين از د? آتشكده به نام هاي كارستان ? هرمز در آن سرزمين ياد مي كند.

باري در مجم?ع گفتار استخري كه شيراز سيزده ناحيه (طس?ج) دارد كه در هر كدام از آنها قراء ? كشتزارهايي م?ج?د است كه متصل به هم قرار گرفته اند. ? نيز نظر ابن بلخي كه در ر?زگار مل?ك فرس، شيراز ناحيتي ب?د ? حصاري چند بر زمين، مي ت?اند ر?شنگر قدمت شيراز، به عن?ان يك سرزمين مسك?ن آباد (? نه يك شهر بزرگ) باشد... .



************************************************** ************************************************** ************************************************** ************************

شیراز تخت گاه سلیمان


شيراز اين شهر باستانی در طی گذشت ايام به القاب گ?ناگ?نی شهرت داشته ? از آن جمله دارالملک، دارالعلم، ملک سليمان ? ... اما شايد مشه?رترين ? قديمی ترين لقب شيراز همان ملک سليمان است ? بدين خاطر بر بسياری از بناهای قديمی شهر همچ?ن عمارات باغ نظر، سردربازار مشير، نارنجستان ق?ام ? .... تص?يرهايي از حضرت سليمان نقش شده است که معم?لاً ?ی را بر تختی نشسته ? در ?سط مجلس نشان می دهد ? عده ای از ?زرا ? تعدادی از دي?ها گ?ش به فرمان ا? در اطرفش ايستاده اند ? تعدادی از حي?انات ?حشی ? اهلی نيز در بين گلها ? درختان ? بد?ر حضرت سليمان ترسيم شده اند.

اما چرا شيراز به تختگاه سليمان مشه?ر شده است ؟

حضرت سليمان پسر دا??د از پيامبران بنی اسرائيل ب?ده ? بر طبق ر?ايات مذهبی 700 سال عمر کرده است. سليمان ب?اسطه انگشتری که در دست داشته ? اسم اعظم بر آن نقش شده ب?د ? بر جن ? انس فرمان می رانده، باد به فرمانش ب?ده ? تخت سلطنتش را جابجا می کرده ? جن ? پری کارهای ساختمانيش را انجام می داده اند چنانکه قرآن در س?ره سبا آيه 12 چنين می فرمايد :« ?َ مِنَ الجِنِ مَنْ يَعَملَ بَيْنَ يَدَيْه بِاذن رَبه » يعنی : ? از جن يک گر?ه آن ب?دند که پيش سليمان کار می کردند.

? درباره ساختمانهايي که سليمان ساخته است ? در قصص الانبياء نيشاب?ری آمده است که :

دي?ان را در کارها افکندند ? آدميان ? باد را تا عمارتها کردند ... ? چنين گ?يند ميدانی بساخت د?ازده فرسنگ .... ? تختی فرم?د از سيم چهار فرسنگ ? کرسی فرم?د از زر سرخ ? بر آن تخت نهاد ? در مجمل الت?اريخ ? القصص در ?صف شهر اسکندريه آمده است که : « همان جا قصر سليمان (ع) ب?ده است که دي?ان از سنگ املس ساخته اند ? چ?ن در آن نگاه کنند ص?رت ابر ? سبزی دريا پيدا ش?د ? بر سان آئينه ? بر آن نقطه ها ست رنگ رنگ ? کس نداند که آن چه سنگ است ? هر ست?نی چندان است که مردی دست پيرام?ن آن در نت?اند آ?رد » با ت?جه به اين ت?ضيحات مردم ايران در ابتدای آشنايي با اسلام ? از آنجا که با تاريخ گذشته شهر خ?د نيز آشنايي نداشتند ? با مقايسه ر?ايات مذهبی ? قصه های اساطيری جمشيد را با سليمان يکی می پنداشتند ? ساختمانهای عظيم بجا مانده از هخامنشيان را قصر سليمان يا مسجد سليمان می دانسته اند چرا که شباهت ر?ايات مذهبی با آنچه از هخامنشيان باقی مانده است نيز به ?اقع زياد است مثلاً سنگهای تخت جمشيد سنگهای بزرگ ? صيقلی است ? تالار آئينه ? يا کاخ تچر در تخت جمشيد بعد از 2500 سال هن?ز هم کف پنجره های آن چنان صيقلی است که تص?ير آنان را منعکس می کند. ست?نهای کاخ آنچنان عظيم است که مردی نمی ت?اند بد?ر آن دست بيا?رد ? سنگهای بکار رفته در مقبره ک?رش چنان عظيم است که به ذهن مردم آن ر?زگار حتماً به دست دي?ان بر هم گذاشته شده ب?د ? حي?انات افسانه ای حک شده بر درگاههای تخت جمشيد بنظر مردم آن زمان جز نقش دي? ? پری چيز ديگری نيست چنانکه ابن م?قل در قرن چهارم هجری در حين بازديد از شهر استخر از بنای بزرگی بنام مسجد سليمان نام می برد. که همان مقبره ک?رش است ? آنگاه می گ?يد در اخبار آمده است که سليمان بن دا??د (ع) از طبريه بدانجا دريک ر?ز صبح تا شام می رفت ? آنگاه به عقيده ع?ام در م?رد يکی ب?دن سليمان ? جمشيد اشاره می کند که گر?هی از ع?ام ايران که به تحقيق مطلب نمی پردازند چنين می پندارند هم که پيش از ضحاک ب?ده همان سليمان است ? اين عقيده مردم از آن ر?زگار تا زمانی که کشفيات باستان شناسی حقيقت را ر?شن نم?ده همچنان پا بر جا ب?د ? به همين علت طی سالها فارس ? به طبع آن شيراز با تختگاه سليمان ? يا ملک سليمان مترداف ب?ده است ? اين مطلب را از خلال ن?شته های مختلف به خ?بی می ت?ان ديد مثلاً صاحب تاريخ ? صاف در رثای آبش خات?ن ا? را ?ارث ملک سليمان خ?انده ? گفته است.

?ارث ملک سليمان رفت در خاک ای دريغ

ک? سليمان تا بدان بلقيس خ?ش بگريستی



سعدی شيرازی نيز اين اقليم را تختگاه سليمان می داند ? می فرمايد :


نه لايق ظلماتست بالله اين اقليم

که تختگاه سليمان بدست ? حضرت راز



? هم ا? اتابکان فارس را ?ارث ملک سليمان می ناميده ? اص?لاً يکی از القاب رسمی سلغريان نيز همين ب?ده است نيز در ديباچه گلستان چنين می گ?يد :

« سلطان البر ? البحر ?ارث ملک سليمان مظفر الدين ابی بکر بن سعد زنگی »

حافظ نيز در دي?انش به اين لقب اشاره می کند :

دلم از ?حشت زندان سکندر بگرفت

رخت بر بندم ? تا ملک سليمان بر?م

بعد از کيان به ملک سليمان نداند کس

اين سزا ? اين خزانه ? اين لشکر گردان

نقش خ?ارزم ? خيال لب جيح?ن می بست

با هزاران گله از ملک سليمان می رفت



ابن زرک?ب صاحب شيراز نامه نيز در ذکرنز?ل جلال الدين مسع?د ? هزيمت ملک اشرف از شيراز ن?شته است :


سپاس ? شکر خدا را که مهر فرخ بخت

خديم? مملکت آراشه غريب ن?از

به سال هفتصد ? چهل ? با سه در تجمل ? ناز

به تختگاه سليمان رسيد ديگر باز



? در جای ديگر می گ?يد که مل?ک عجم ? شهرياران ايران زمين هر سال يک ن?بت در اين نقطه زمين آمدندی ? گفتندی که ص?معه سليمان در اين زمين ب?ده است که اين مطلب به احتمال زياد اشاره به برگزاری مراسم ن?ر?ز در تخت جمشيد ? جمع شدن بزرگان ايران ? جهان در اين نقطه دارد ? هم ا? در ?صف شيراز می سرايد :


در ا? يادگار بسی پادشا است

بر?د خمه های بی پارسا است

کلاه جهانگير ? اقن?م داد

سرير سليمان ? تخت قباد



همچنين در بعضی کتب نقل شده است که در حد?د قرن هفتم هجری عده ای از عرفا ? زهاد از بغداد به طرف شيراز حرکت کرده اند تا مسجد سليمان را زيارت کنند ? برای زيارت آن ث?ابهای فرا?انی قائل می شده اند.


************************************************** ************************************************** ************************************************** ************************

شیراز از دید جهانگردان


فارس بزرگترين استان ايران ? زيباترين ? زرخيزترين آن ها است. شهرت اين استان بر اساس نامش است که به تمام کش?ر داده شده ? نيز آب ? ه?ای خ?ب ? آثار باستانی ? شهرهايش که در زيبايي شهرت دارند ? مردان نامداری که از آن برخاسته اند. در چند فرسنگی شيراز که به راستی می ت?ان آن را بهشت ر?ی زمين دانست ?يرانه های شگفت انگيز تخت جمشيد قرار دارد.


سفرنامه گاسپاردر??يل 1819. م


شيراز در ط?ل ساليان دراز عمر خ?د مهمانان فرا?انی را پذيرا شده است ? شيرازيان که در جهان به مهمان ن?ازی شهره اند هميشه در فراهم آ?ردن ?سايل آسايش مهمانانشان ک?شيده اند ? از اين ر? شايد در بيش از صدها سفرنامه تاريخی مطالب فرا?انی در م?رد شيراز ? شيرازيان می ت?ان يافت که گزيده ای از اين مطالب را تقديم حض?رتان می کنيم.


شيراز مرکز حک?مت فارس است. شيراز در گذشته يکی از زيباترين ? دلپذيرترين شهرهای ايران ب?ده است. ?لی امر?ز چندان چيزی از آن باقی نمانده است از آن جهت شهرت يافته که زادگاه سعدی ? حافظ است ? کنار قب?ر اين د? شاعر کلبه چ?بی ک?چکی قرار دارد که در آن مجم?عه ای عالی از آثارشان گردآ?ری شده است. شيراز چندين بار اقامتگاه شاهان ب?ده از جمله کريم خان زند دربار خ?د را در آن جا مستقر نم?ده ب?د. کريم خان شيراز را به ص?رت زيبايي در آ?رده ب?د ? استحکامات خ?بی داشت اما آغا محمدخان بيدادگر پس از آن که شهر را تسخير نم?د آن را منهدم ساخت به ط?ری که امر?ز ?ضع شهر با آنچه شعرا در ?صف آن گفته اند قابل شناسايی نمی باشد.


سفر نامه گاسپار در??يل 1819. م


نجيب زاده ای اسپاني?لی به نام « دن گارسياد سيل?ايه فيگ?ه را » در سال 1614 . م همزمان با پادشاهی شاه عباس صف?ی ? به فرمان فيليپ س?م پادشاه اسپانيا به ايران می آيد ? در راه سفر خ?د به اصفهان به شهر لار ?ارد می ش?د ? حاکم لار با چهارصد س?ار ? با ساز ? دهل به استقبال ا? می آيند ? اما هنگام ?ر?د به شيراز حاکم شهر استقبال با شک?ه تری از ا? می کند دن گارسيا در سفر نامه خ?د شيراز را به زيبايي ?النسيا ? قرطبه تشبيه می کند ? می گ?يد باغهای اطراف آن ف?ق العاده زيباست ? در ادامه سفر خ?د به سمت اصفهان از تخت جمشيد نيز بازديد می کند ? اين ?يرانه ها اعجاب ا? را بر می انگيزد ? با دقت ? علاقه مندی زيادی به ?صف جزئيات آنها می پردازد به عقيده دن گارسيا اين ?يرانه های با عظمت با شک?هتر از اهرام مصر ? زيباتر از معابد ي?نان است ? می گ?يد : « در اينجا هنر ? عظمت به ?حدتی هميشگی رسيده است » ? حتی در ت?صيف اصفهان می گ?يد باغات اطراف شهر زيبا ب?د ?لی به پای باغهای شيراز نمی رسيد.


ايران از ديد سياحان ار?پايي ص 190

ن?شته دکتر حسن ح?ادی


اگر يک پادشاه سزا?ار نامی بزرگ باشد کريم خان می ت?اند ادعا کند که اين عن?ان را به خ?د اختصاص داده است اين پادشاه بزرگ پس از آنکه قدرت را به دست گرفت تمام هم ? غم خ?د را به آبادانی شيراز معط?ف نم?د ? از طرفی نيز با ابداع ? تد?ين ق?انين تازه در جهت رفاه ? بهب?د مردم سرزمين ايران اقداماتی به عمل می آ?رد. ا? چند قصر در شيراز ? ح?مه آن احداث کرد. مساجد ? بقاع متبرکه را تعمير ? مرمت کرد ? با ايجاد شاهراه ها، شيراز را به ديگر ن?احی اطراف مرتبط نم?د ? کار?انسراهای مخر?به را د?باره بازسازی کرد ا? همچنين ترتيبی اتخاذ کرد تا تمام تجار ? بازرگانان ? مسافرين در قلمر? ايران بت?انند آزادانه فعاليت ? رفت ? آمد نمايند. کريم خان در قلمر? فرمان ر?ايي خ?د بزرگ?ار ? آزاد انديش ب?د ? در خلال زمامداريش چندين ساختمان به منظ?ر تاسيسات صنعتی جهت اشتغال به کار بيکاران ? محر?مين ايجاد نم?د ا? حتی نسبت به کسانی که چند بار به جانش س?ء قصد کردند عف? ? بخشش نشان داد ? با اينکه د?ستان ? درباريانش به شدت طالب مجازات آنها ب?دند ?لی کريم خان نسبت به آنها نرمی ? ملايمت نشان می داد. ا? از ت?سعه ? گسترش تجارت ? بازرگانی حمايت می کرد ? از اين طريق به افزايش ثر?ت ? رفاه مردم کش?رش کمک می نم?د. هرگز ديده نشده ب?د که بحثی از کريم خان به ميان آيد ? مردم شيراز برای شادی ر?ح ا? طلب آمرزش ? مغفرت ننمايند يا اشکشان جاری نگردد. از زمان مرگ کريم خان تا کن?ن سه سال می گذرد ?لی مردم هن?ز خاطره ا? را گرامی می دارند. من اين مطالب را از سرداران سپاه ? ديگر افرادی که با?ی حشر ? نشر داشتند شنيده ام .

سفرنامه ?يليام فرانکلين 1787 . م


سرهارف?رد ج?نز بريج آخرين ملاقات خ?د را با لفطعلی خان زند که در سال 1791 . م انجام گرفته اين چنين شرح می دهد :

افتخار يافتم که در يک چادر ?نده ? محقر همراه با ?ی ر?ی يک نمد بنشينم. تق?ا ? عزت نفسش ا? را در نزد رعايا ? زير دستانش عزيز ? محترم تر می ساخت. شجاعت ? پايمردی ? خ?يشتن داری که در هنگام بلا ? بدبختی از خ?د نشان می داد مضم?ن تصنيف ? ترانه هايی است که تا زبان فارسی زنده است ممکن است باقی بماند. در د?ران عزت ? کامکاری، ج?انمرد ? خ?ش برخ?رد ب?ده ?در ايام مصيبت ? بدبختی به اندازه ای بزرگ?ار ? با شک?ه ب?د، که طبيعت بشری کمتر قادر به تحمل آن خ?اهد ب?د. چنين م?ج?د ارزشمندی که مايه اميد ? آرز? ? مباهات کش?رش ب?د به ?سيله خيانت شخص پستی که به غلط م?رد اعتمادش ب?د « ابراهيم خان کلانتر » گرفتار شد ... اگر تمام اين ها تقدير ? مشيت الهی است ما نمی ت?انيم در محکمه خدا?ند دادخ?اهی نمائيم ?لی اجازه داريم آن را به ديده عبرت بنگريم .


شيراز دارای شش در?ازه است ?لی ک?چه های شهر به قدری تنگ ? باريک است که هنگامی که الاغی با محم?له ای از چ?ب عب?ر می کند راه عب?ر س?اره را مسد?د می نمايد ?لی من هيچگاه اشعار حافظ را فرام?ش نمی کنم که می گ?يد:

شيراز ?آب رکنی آن باد خ?ش نسيم

عيبش مکن که خال رخ هفت کش?ر است



مسافرينی که قبل از ?يرانی ? حمله آغا محمدخان از شيراز ديدن کرده اند هيچ کدام از آثار ? بناهای مجلل شيراز سخنی نمی گ?يند هربرت «Herbeert » که همراه ت?ماس شرلی « Thomas sherley » به شيراز سفر کرده ب?د می گ?يد که مساحت شيراز در حد?د هشت يا نه مايل است ? پانزده مسجد درآن ?ج?د دارد که در يکی از مساجد آن د? مناره بلند به چشم می خ?رد. دکتر فرير «Fryer » می ن?يسد شيراز دارای چند بازار چه زيبا می باشد. بازار ?کيل با آجر ساخته شده ? در ن?ع خ?د يکی از بهترين شاهکارهای زمان خ?يش به حساب می آيد. يک گر?ه محافظ شبانه از بازار حراست می نمايد ? هر کالائی جای جداگانه ای مخص?ص به خ?د را دارد که مشتری برای تهيه ? خريد آن می داند به کدام قسمت مراجعه نمايد نمای خارجی مسجد جامع شهر نيز بسيار زيباست ? معم?لاً مانند سايرعمارات ? بناهای شرقی آياتی با خظ عربی بر ر?ی آن ن?شته شده است. شهر شيراز به چندين محله تقسيم می ش?د ? هر محله به ?سيله يک نفر کدخدا اداره می ش?د که حق?قی از اين بابت دريافت نمی نمايد. کدخدا در باره مسايل عم?می با ريش سفيدان ? افراد متنفذ محله مش?رت می نمايد ? به ط?ر مرتب جريان ?قايع ر?زمره رابه اطلاع حاکم می رساند. کدخدايان معم?لاً مدافع ? پشتيبان طبقه ضعيف ? کم بضاعت هستند.

سفر نامه اد?ارد اسکات ?ارينگ 1802 . م


اشعار سعدی ? حافظ ? فرد?سی در ايران به طرز خاصی م?رد ت?جه است ? کمتر کسی پيدا می ش?د که چندين بيتی از اين شاعران را به خاطر نداشته باشد زبان فارسی بسيار غنی ?خ?ش آهنگ است از اين ر? برای شعرگفتن بسيار مناسب است. اين نظريه را خا?ر شناسان در گزارشهای خ?د تأييد نم?ده اند . سر?يليام ج?نز يکی از با ارزش ترين خا?ر شناسان برای ?لتر تأسف می خ?رد که چرا زبان فارسی نمی دانسته است. سعدی يکی ازشاعران پرآ?زاه است که ايرانی ها ا? را سلطان الشعرا لقب داده اند. ايرانيان بسيار ناصحانه سخن می گ?يند زيرا اشعارشان سرشار از پند ? اندرز است ? عباراتی از آنها بص?رت امثال ? حکم ر?اج يافته است .


سفر نامه گاسپاردر??يل 1819. م


قدمت شيراز اگر چه بدليل مت?ن مختلف تاريخی ? مدارک باستان شناسی نيازی به ت?ضيح ? تفسير ندارد اما بايد گفت که نام شيراز ظاهراً در ال?اح ايلامی مکش?ف در تخت جمشيد به ص?رت shira-si-ish « شيرازی ايش» آمده است ? نشان می دهد که در عهد هخامنشی اين شهر داير ? در آنجا کارگران مشغ?ل کار ?احداث بنايي ب?ده ? از خزانه دستمزد دريافت می کرده اند. تدسک? حدس می زد که نام اين شهر از د? کلمه sher « خ?ب » +raz « هميشه رز = درخت انگ?ر » گرفته شده است. مسلمانان در زمان خلافت عمر بن خطاب، هنگام محاصره اصطخر محل شيراز را ارد?گاه خ?يش قرار داده ب?دند. در قرن چهارم شيراز يک فرسخ ?سعت داشت ? دارای بازارهای تنگ ? پر جمعيت ب?د ? هشت در?ازه داشت. عضدالد?له ديلمی در اين شهر قصر، بيمارستان ? کتابخانه بزرگی بنا کرد. نخستين کسی که بار?ی شيراز را ساخت ? آن را مستحکم کرد صمصام الد?له پسر عضدالد?له ب?د. در نيمه قرن هشتم که آن بار? خراب شد ? محم?د شاه اينج? آن را مرمت کرد ? برج های آجری بر آن افز?د. شيراز چند مسجد داشت: ا?ل جامع عتيق که آن را عمر? بن ليث صفاری در نيمه د?م قرن س?م ساخته ب?د ? حمدا... مست?فی در باره آن می گ?يد « آن مقام هرگز از ?لی خالی نب?ده ? بين محراب ? منبر دعا را اجابت ب?د ». د?م مسجد ن? که آن را اتابک سعد بن زنگی در نيمه د?م قرن ششم بنا کرده ... ابن بط?طه جهانگرد مراکشی در بازديد از شيراز از پنج نهری که در شهر می گذرد تمجيد کرده که يکی از آنها نهر رکناباد است که از چشمه ای در پای ک?هی م?س?م به قلعه ک?چک برمی خاسته ? ح?الی آن ب?ستانی دلکش ب?ده است ? قبر سعدی از نيم قرن پيش از ?ر?د ابن بط?طه به شيراز در آغ?ش آن ب?ستان جای داشته است ? مردم بسياری به زيارت آن می شتافتند ح?ض های مرمری زيبايي برای رختش?يي در آن ?اقع ب?د که سعدی آنها را ساخته ب?د. شيراز در کنار ر?د بزرگی قرار ندارد ? چنان که گفته شده نهرهای آن به سمت خا?ر جريان يافته ? به در ياچه ای که در چند فرسخی شيراز است فر? می ر?ند.

نقل از کتاب سرزمين های خلافت شرقی ن?شته لسترنج
__________________