نویسنده: farshistory  تاریخ: 23 بهمن 1387  بازدید: 116 بار
آتشکده کاریان ?کاخ اردشیر
آتشکده کاریان : نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خ?رداد است که در معنی می ش?د آتش فره ایزدی . مکان آن در شهر فیر?ز آباد یا اردشیر خره یا اردشیر خ?ره در صد ? بیست کیل?متری جن?ب شیراز است ? کاخ بزرگ آن که ت?سط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده ب?د هم اکن?ن فر? ریخته است . اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خ?ره ( ارت خشتر ) نامید . در معنی کل می ش?د شهر شک?ه ? جلال اردشیر . خ?ره به معنی فر ? شک?ه ? جلال است . شهر گ?ر یا فیر?ز آباد نیز بعدها نام گرفت . این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران ب?ده است . فخر الدین اسعد گرگانی در داستان ?یس ? رامین که به د?ره شاهنشاهی اشکانیان مرب?ط است ن?شته است .
این تص?یری که دربالا مشاهده می کنید متعلق به کاخ اردشیر می باشد ?آتشکده کاریان در قسمت شمالی ?چسپیده به آن ?اقع است در حقیقت آتشکده کاریان یا همان آذرفرنبغ در ر?ستای کاریان ازت?ابع بخش ج?یم
می باشد سالیان بسیار قبل پس ازساخته شدن کاخ اردشیر به دست?ر اردشیر بزرگ پادشاه آن زمان باید آتشی
مقدس در آن افر?خته می شد ?آنها این آتش را از آتشکده آذرفرنبغ ?اقع در ر?ستای کاریان به آنجا بردن ?از آن
زمان به بعد کاخ اردشیر به آتشکده کاریان معر?ف شد .
آتشکده آذرفرنبغ دارای قدمتی چند هزار ساله می باشد که این گ?نه نقل شده که آتش این آتشکده در زمان ت?لد حضرت محمد{ص} خام?ش گشته است.
نام دیگر آن آتشکده آذرفرنبغ یا آذر خ?رداد است که در معنی می ش?د آتش فره ایزدی . مکان آن در شهر فیر?ز آباد یا اردشیر خره یا اردشیر خ?ره در صد ? بیست کیل?متری جن?ب شیراز است ? کاخ بزرگ آن که ت?سط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخته شده ب?د هم اکن?ن فر? ریخته است . اردشیر به همین جهت نام شهر را ارتخشر خ?ره ( ارت خشتر ) نامید . در معنی کل می ش?د شهر شک?ه ? جلال اردشیر . خ?ره به معنی فر ? شک?ه ? جلال است . شهر گ?ر یا فیر?ز آباد نیز بعدها نام گرفت . این مکان از زیارتگاههای بزرگ مردمان فلات ایران ب?ده است . فخر الدین اسعد گرگانی در داستان ?یس ? رامین که به د?ره شاهنشاهی اشکانیان مرب?ط است ن?شته است .
در ایران باستان سه آتش از اهمیت ?ی?ه ای بر خ?ردار ب?ده است:
-آذرگشنسب كه در آتشكده ی«آذرگشسب »در آذرآبادگان فر?زان ب?د. - آذر مهر ،كه در آتشكده ی«آذر برزین مهر»در خراسان سر به سپهر داشت كه ?ی?ه كشا?رزان ب?د.
-آذر فرَنبَغ كه در «آتشكده كاریان»فر?غ تابناكش ر?شنی بخش دل ? جان ب?د .كه این آتش ?ی?ه ی م?بدان ب?ده است
آتشكده ی كاریان،در آن س?ی فیر?ز آباد فارس،شك?همند ? گیرا در دل دشت كاریان،چشم را ن?ازش میدهد .چشمه ر آب ج?شان ر?بر?ی آتشكده ی خام?ش،ر?ان را می ن?ازد ? بیننده را به هزاره های گذشته ایران می برد. به آن زمانی كه بانگ «اشِم ?ه?»تنین انداز این آبی بلند ب?ده است.
آتشكده ی كاریان
مهین بان? تركمان اسدی
گر?هی همه یكدل ? یكزبان برفتیم زی آذرِ كاریان كنارش پُر از سبزه زاران بُ?َد كه دیدارش، آرامِش جان بُ?َد یكی ج?ی اندر كنارش ر?ان كه از دیدنش،تازه گشتی ر?ان همه آسمان، صاف ? ر?شن بُ?َد بَر ? ب?م آن همچ? گلشن بُ?َد برفتیم آن جایِ پاكان فراز به دیدارِ ا? ب?د ما را نیاز ز ساسانیانست آن یادگار بدیده سحرگاه ?، هم شامِ تار
* * *
در آن ر?زگارانِ با فر ? جاه فر?زان بُد آتش ، بدان جایگاه همان آذرِ فرنَبغ پُر زِ مِهر همی شعله ?َرب?د ?،سر برسپهر ز بهر زیارت زِ نزدیك ? د?ر خردمند مردم، پُر از عشق ? ش?ر همی آمدندی بدان جا فر?د كه از آتشِ پاك، یابند س?د
* * *
كن?ن گردشِ ر?زِ ما دیگر است دلِ ما چ? بُرزین ?، دیده، تَر است زگُشنَسب س?زد همه جانِ ما كه پاینده ماناد ایرانِ ما بدان كاریان باد از ما در?د كه یادش زند چنگ بر تار ? پ?د اگر چه بفرس?ده از ر?زگار ?لیكن بُ?َد آتشش پایدار دگر نیستَش آتشی شعله ?َر ز هر گ?شه، آتش كِشد بر جگر به هر خشتِ آتشكده ی كاریان یكی آتشی باشد اندر نهان به یاد آ?رد ر?زگارِ كهن بگ?ید همی ن? به ن?، بی سخن كه با آتشِ دل، فر?زان شَ?ی به درگاهِ مزدا اه?را رَ?ی بخ?انی نماز ? ، نیاز آیدت چنان جایگاه چاره ساز آیدت كه در زیرِ آن گنبدِ ارجمند ببینی چنان ر?زگاری بلند كه ایرانیان بر چه پایه بُدند به دین ? خِرَد، بر چه مایه بُدند همان كیشِ زرتشتِ اسپنتمان چگ?نه ت?ان یافت در آن زمان
* * *
بباید كه گیریم پندی بلند فر?زان كنیم آتشی ارجمند به ن?ر?زِ فرخنده، پُر از نیاز چنان چ?ن بُ?َد رسم از دیرباز به كُرنش ر?یم ? ، ستایش كنیم بدان جایِ فرخ، نیایش كنیم
«شهری?ر ماه 1361خ?رشیدی»
فقط کاربران عضو می توانند این بخش را مشاهده کنند...
مطالب مشابه:
معرفی جهرماهميت زرقان در منطقهتخت جمشیدتاریخچه فساآتشكده ساساني غمپ
|