| |
| نظرسنجی |
|
نظر شما در م?رد پ?رتال تاریخ فارس چیست ؟ |
|
| |
| روزشمار |
| < « مرداد 1389 » > | ش | ي | د | س | چ | پ | ج | | | 1 | | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | | 30 | 31 | |
|
| |
|
|
| استهبان : استهبان در یک نگاه |
اِستَهْبان، نام شهرستان ? شهر مركز آن در استان فارس. نام اين شهرستان در بيشتر مت?ن به ص?رت اصطهبانات ضبط شده است (مثلاً جيهانى، 110؛ ابن ح?قل، 288؛ ادريسى، 426؛ فسايى، 2/1255؛ نك: حد?دالعالم، چ مين?رسكى، 405، نيز چ ست?ده، 135: اسطهبانات). برخى مآخذ نيز آن را اصطهبانان آ?ردهاند (اصطخري، 70، 82؛ حمدالله، 138؛ شبانكارهاي، 153، 159). در فارسنامة ابن بلخى افز?ن بر اين د? شكل، به ص?رت اصطهبان نيز ديده مىش?د (ص 131؛ نيز نك: بافقى، 327؛ پاپلى، 61). مقدسى (ص 36، 324) ? ياق?ت (1/291) به ص?رت اصبهانات آ?ردهاند. به ن?شتة فسايى، اصطهبانات ص?رت معرب استهبانات است (همانجا؛ نيز نك: رازي، 167). از دهة 1350ش به ط?ر رسمى نام اصطهبانات به استهبان تغيير داده شد.
اِستَهْبان، نام شهرستان ? شهر مركز آن در استان فارس. نام اين شهرستان در بيشتر مت?ن به ص?رت اصطهبانات ضبط شده است (مثلاً جيهانى، 110؛ ابن ح?قل، 288؛ ادريسى، 426؛ فسايى، 2/1255؛ نك: حد?دالعالم، چ مين?رسكى، 405، نيز چ ست?ده، 135: اسطهبانات). برخى مآخذ نيز آن را اصطهبانان آ?ردهاند (اصطخري، 70، 82؛ حمدالله، 138؛ شبانكارهاي، 153، 159). در فارسنامة ابن بلخى افز?ن بر اين د? شكل، به ص?رت اصطهبان نيز ديده مىش?د (ص 131؛ نيز نك: بافقى، 327؛ پاپلى، 61). مقدسى (ص 36، 324) ? ياق?ت (1/291) به ص?رت اصبهانات آ?ردهاند. به ن?شتة فسايى، اصطهبانات ص?رت معرب استهبانات است (همانجا؛ نيز نك: رازي، 167). از دهة 1350ش به ط?ر رسمى نام اصطهبانات به استهبان تغيير داده شد. شهرستان استهبان: اين شهرستان به ?سعت 5/968 ،1كم2 بين نصف النهار 53 ? 30 تا 54 ? 30 ? مدار 28 ? 45 تا 29 ? 30 شمالى قرار گرفته است ? شهرستانهاي نيريز، داراب، فسا ? شيراز آن را در ميان گرفتهاند ( آمارنامه، 1372ش، 12، 21، 27؛ همان، 1362ش، 7؛ نقشة راهها). شهرستان استهبان داراي د? بخش به نامهاي ر?نيز ? مركزي، ? د? شهر به نامهاي استهبان ? ر?نيز است. بخش ر?نيز با مركزي به همين نام (شهر ر?نيز) شامل د? دهستان به نامهاي خير ? ر?نيز است. بخش مركزي تنها داراي يك دهستان به نام ايج (ه م) با مركزي به همين نام است ? مجم?عاً 30 ده را در خ?د جاي داده است. مركز دهستان ر?نيز، ر?نيز عليا، ? مركز دهستان خير، فرخان است ( آمارنامه، 1362ش، 21؛ سازمان تقسيمات...، 29). استهبان ناحيهاي ك?هستانى است. ارتفاعات آن كه در امتداد شمال غرب به جن?ب شرق كشيده شدهاند، در ?اقع بخشى از ك?هستان زاگرس جن?بى به شمار مىآيند. برخى از آن ارتفاعات اينهاست: برپايين، داردان، برف دان، قبله، ت??ش ? كلاه قاضى. از قلل مرتفع آن، قلة ك?ه ت?دج است، با ارتفاع حد?د 3 هزار متر كه در زمستانها پ?شيده از برف است ? داراي پ?شش گياهى متن?عى از درختان جنگلى است ( جغرافيا...، 2/863؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها...، 2؛ نك: جعفري، 1/281، 282). اين ناحية ك?هستانى همچنين داراي معادن بسياري است كه هم اكن?ن از شماري از آنها بهرهبرداري مىش?د. د? معدن سنگ آهك در دهستانهاي خير ? ر?نيز از آن جملهاند (نك: فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا؛ نام ? نشان...، 22). ميزان بارش ساليانة اين ن?احى 200 تا 300 ميلىمتر، ? ميانگين دماي سالانه در حد?د 25 درجةسانتىگراداست (فرهنگجغرافيايىآباديها،3؛جعفري،همانجا). اين ناحيه ر?دخانة دائمى ندارد ? تنها يك ر?دخانة فصلى به نام پيرمراد در فصل بارندگى به س?ي درياچة بختگان جريان مىيابد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا). ناحية استهبان داراي پ?شش گياهى گ?ناگ?نى از درختان جنگلى ? دار?يى است. در آغاز سدة حاضر پ?شش طبيعى درختان ارجن ? بخ?رك به تدريج به كشت درختان بادام ? انجير بدل گشت ? در همان سالها محص?لات آن نيز به كش?رهاي هند، انگليس، ر?سيه ? ك?يت صادر مىشد (م?قر، 341؛ نك: افشار، 481؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 2). در ناحية استهبان جان?ران گ?ناگ?ن چ?ن ق?چ، بز، گرگ ? گاهى پلنگ ديده شده است (همانجا). در 1370ش، جمعيت شهرستان استهبان 541 ،62نفر (مشتمل بر 841 ،11خان?ار) ب?ده است ( آمارنامه، 1372ش، 47) كه 1/49% اين جمعيت در نقاط شهري ? 5/49% در ر?ستاها سكنى داشتند ? 4/1% بقيه غير ساكن ب?دند. بر پاية همين آمار در اين شهرستان، در برابر 116 مرد، 100 زن ?ج?د داشته كه اين نسبت در نقاط شهري 119 به 100 ? در ر?ستاها 114 به 100 ب?ده است (همانجا). نسبت باس?ادي در ر?ستاها براي مردان 2/67% ? براي زنان 7/47% ب?د ( فرهنگ آباديها...، 4؛ فرهنگ ر?ستايى، 90). افز?ن بر آن، برخى از ن?احى استهبان در فصل زمستان پذيراي بخشى از جمعيت عشايري ايل خمسه است ( سرشماري...، 16-17). اقتصاد مردم استهبان بيشتر بر كشا?رزي، دامداري ? صنايع دستى است?ار است ( جغرافيا، همانجا؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 2-3). مطابق سرشماري 1365ش، 877 ،5نفر در بخش كشا?رزي اشتغال داشتند. 53 آبادي به زراعت، 53 آبادي به دامپر?ري ? 42 آبادي نيز به باغداري مىپرداختند ( فرهنگ آباديها، 12). در 1360ش، 86% كشا?رزي آبى ? 14% آن ديم ب?ده است كه در 1362ش، كشت آبى به 70% تنزل يافت ( فرهنگ اقتصادي...، «2/41»؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 2). مهمترين محص?لات كشا?رزي استهبان اينهاست: انجير، پنبه، ترهبار، چغندر، زعفران، غلات ? گرد?. پيش از اين انجير، زعفران، ترهبار ? چغندر از صادرات عمدة اين منطقه ب?ده است (همان، 3، 4؛ نك: م?قر، همانجا). به علت ?ج?د مراتع فرا?ان براي چراي احشام، در اين شهرستان پر?رش گ?سفند، گا? ? طي?ر ر?اج دارد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 2، 3). از مهمترين صنايع دستى ناحيه مىت?ان قالىبافى، گليم بافى ? ساخت ظر?ف سفالين ? ر?ية گي?ه را نام برد كه قالى آن جز? اقلام صادراتى است. صنايع ديگري مانند كاشىسازي، گچ پزي ? آجر پزي نيز ?ج?د دارد (نيازمند، 1832؛ اصلاح، 314؛ نيز نك: م?قر، همانجا). طبق آمار 1372ش، در اين شهرستان يك بيمارستان با 90 تخت، 19 مركز بهداشتى فعال در شهر ? ر?ستا، 6 آزمايشگاه ? 4 دار?خانه ?ج?د داشت ( آمارنامه، 1372ش، 156-157). در شهرستان استهبان 31 مسجد ?ج?د دارد. بيشتر مردم آن شيعهاند ? به فارسى سخن مىگ?يند ? زبان تركى در ميان عشاير ر?اج دارد ( فرهنگ جغرافيايى ايران، 7/12؛ جغرافيا، 2/872 -873؛ شهابى، 1/1347). در شهرستان استهبان آثار تاريخى چندي ديده مىش?د كه گ?اه پيشينة تاريخى ناحيه است. پرستشگاه آناهيتا در ك?هپاية بالاي شهرستان، ? نيز قلعة دختر كه خرابههايش در 10 كيل?متري شهرستان برجاي مانده است، از جملة آنهاست. همچنين قلعة دارالامان در دهستان ايج ? تپههايى از بقاياي آباديها ? نيز ?يرانة قلعهاي در ك?ه قلاتآبى قابل ذكر است (م?قر، 340؛ فرصت، 12؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 3؛ مصطف?ي، 436-437، تص?ير شم 211؛ مخبر، 18، 22-23).
ناحية استهبان بزرگان ? مشاهير چندي داشته است، مانند عضدالدين ايجى، قاضى مشه?ر سدة 8ق، علينقى اصطهباناتى (د 1129ق)، ملاشاه محمد اصطهباناتى (د 1140ق) ? شيخ محمد باقر اصطهباناتى معر?ف به شهيد رابع (مق 1326ق) (ركن زاده، 1/410- 413؛ فرصت، 413؛ فسايى، 2/1259-1260). رجال ديگري نيز در زمينههاي شعر، ادبيات ? عرفان، هنر، فقه ? اجتماعيات از مردم ناحيه برخاستهاند (ركن زاده، جم؛ فسايى، 2/1256-1261). شهر استهبان: مركز شهرستان استهبان كه در مسير راه اسفالتة نيريز - فسا در فاصلة 71 كيل?متري شمال شرقى فسا ? 36 كيل?متري جن?ب غربى نيريز ? به فاصلة 112 ،1كيل?متري تهران ? 191 كيل?متري شيراز ?اقع است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا؛ نقشة راهها). اين شهر در 54 ? 3 ط?ل شرقى ? مدار 29 ? 8 عرض شمالى ? ارتفاع 730 ،1متر از سطح دريا قرار دارد ? آب ? ه?اي آن معتدل است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا؛ نك: آمارنامه، 1362ش، 22). اين شهر در 1311ش، تابع نيريز گرديد (كيهان، 2/241-242). در 1316ش بخشى از فسا شد ( دايرةالمعارف فارسى، 1/162). در 1330ش نيز همچنان تابع فسا ب?د ( فرهنگ جغرافيايى ايران، 7/11-12). در ارديبهشت 1337، از فسا جدا گرديد ? شهرستانى مستقل شناخته شد كه مركزش شهر استهبان ب?د ( دايرة المعارف فارسى، همانجا). طبق سرشماري 1335ش، اين شهر داراي 16 هزار نفر (گنجى، 1/64) ? در 1345ش بيش از 18 هزار نفر جمعيت داشت ( آمارنامه، 1362ش، 35). در 1355ش شمار جمعيت شهر استهبان به 461 ،19نفر رسيد (همانجا). در 1365ش جمعيت آن به 386 ،28نفر ? در 1370ش به 744 ،30نفر افزايش يافت ? سرانجام جمعيت اين شهر در 1372ش 741 ،31نفر برآ?رد شده است ( آمارنامه، 1372ش، 51). جمعيت شهر در د?رة 1335- 1345ش بيش از 12% ? در 1345- 1355ش بيش از 7% ? در د?رة 1355- 1365ش 8/45% افزايش داشت. تراكم جمعيت در هر 10 كم2 برابر 145 نفر ب?ده است (همان، 55). زبان بيشتر مردم، فارسى است ? تركى شاهس?نى نيز در ميان عشاير ر?اج دارد (اصلاح، 313؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا؛ نك: زاهد، 400). دين مردم اسلام ? مذهب بيشتر آنها شيعه است (اصلاح، همانجا). جغرافياي تاريخى: نام استهبان در مآخذ، نخستين بار در سدة 4ق ديده شده است. ابن ح?قل آنجا را ناحيهاي داراي مسجد منبردار (جامع) ? جز? منطقة سردسير دانسته است (ص 268، 288؛ قس: اصطخري، 70، 82؛ ش?ارتس، .(104 حد?د العالم (چ ست?ده، 135) آن را «شهركى به براك?ه نهاده، كم مردم ? با كشت ? برز ? بسيار نعمت» ?صف كرده است. مقدسى (در 375ق) آن را شهري با ر?ستاهاي مهم در سردسيرات استان دارابگرد ذكر كرده است (ص 36، 324، 340). در ا?اخر سدة 5ق آگاهى از استهبان منحصر است به تسلط «حس?يه» (حسن?يه) از اسماعيليان شبانكاره بر استهبان (ابن بلخى، 165؛ نهچيري،370)? خرابىن?احىفارسدر هج?مقا?رد برادر البارسلان بر شبانكاره (ناحيهاي كه شامل استهبان نيز ب?د) (نك: ابن بلخى، 166؛ ?صاف، 252؛ ست?ده، 2/24). در 508ق، اتابك چا?لى (د 510ق) كه در 502ق از س?ي سلطان محمد سلج?قى به حك?مت فارس منص?ب شده ب?د، با نظام الدين محم?د بن يحيى حس?يه (حسن?يه)، فرمانر?اي شبانكاره، در افتاد ? ا? را شكست داد. برخ?رد ديگر در 510ق، در نزديكى استهبان ر?ي داد كه نتيجة آن گريختن نظام الدين محم?د ب?د (?صاف، 252-253؛ غفاري، 128). در اين نزاع عاقبت قلعة سخت محكم استهبان به دست اتابك چا?لى ?يران شد كه بار ديگر آبادش كردند (ابن بلخى، 157؛ حمدالله، 138). ابن بلخى از عظمت قلعة استهبان ? شهرك پر درخت ? پر مي?ه با آبهاي ر?ان ياد مىكند (ص 131، 157؛ نيز نك: مشك?ر، 517). اندكى پس از اتابك چا?لى، نظام الدين محم?د قلعة دارالامان را در ايج بنا كرد (?صاف، غفاري، همانجاها؛ ست?ده، 2/25-27). شبانكارهاي قلعة آن را ش?كت مل?ك شبانكاره ذكر كرده است ? از عدل ملك قطب الدين شبانكارهاي در آنجا ياد مىكند (ص 159؛ نيز نك: ?صاف، 255). حمدالله مست?فى ضمن معرفى شهرك استهبان، از اعتدال ه?ا ? كثرت مي?ههاي گرمسيري ? سردسيري آن سخن گفته است (نك: پتر?شفسكى، 355). در محرم 754 ميانجيگري عضدالدين ايجى قاضى مشه?ر بين شيخ اب?اسحاق ? مبارزالدين محمد به جايى نرسيد ? مخالفت ملك اردشير شبانكارهاي با امير مبارزالدين محمد (آل مظفر) به حركت محم?د فرزند مبارزالدين انجاميد. ?ي قعلة ايگ (ايج) را در 756ق تسخير كرد ? به حك?مت مل?ك شبانكاره پايان داد (ست?ده، 1/102؛ ?صاف، 252؛ ميرخ?اند، 744). با سق?ط شبانكاره قلعة ايج به دست آل مظفر ?يران شد. برخى عقيده دارند كه شهر استهبان در محل قديمى ايج ساخته شده است (نهچيري، همانجا؛ امام، 191)، اما مشاهدات يكى از محققين (در 1327ش) حاكى از آن است كه خرابة شهر قديمى ايج در 5 كيل?متري قرية كن?نى ايج ? 18 كيل?متري شهر استهبان است (مخبر، 22).?اقعةتخريب ايجرا فسايى(2/1255) در 756ق، ? فصيحخ?افى (3/86) در 757ق دانسته است (نيز نك: كتبى، 46-47). مقارن سدة 11ق، در هفت اقليم تنها سخن از م?ميايى قيمتى استهبانات است (رازي، 167) ? در عالم آراي عباسى نيز تنها از ?اقعة كشته شدن شماري از علماي طايفة نقط?يان استهبان به فرمان شاه عباس ياد شده است (اسكندربيك، 1/476). بافقى (د 1091ق) نيز از قصبة استهبان ? پادزهر م?ج?د در آن ناحيه به درازا سخن گفته است (ص 327-330). مرعشى صف?ي در ذكر ر?يدادهاي سدة 12ق از خر?ج سيد احمدخان بر محم?د افغان به همراهى سردارانى از استهبان ? اكناف آن در 1137ق گزارش داده است (ص 59، 65 - 68). در د?رة زنديه شهر استهبان تحت حكم خ?اجههاي جهرمى به انتخاب كريمخان زند اداره مىشد (فسايى، 2/1256). شير?انى در 1237ق از قصبة استهبان ? 14 قريهاش ياد كرده ( رياض...، 852)، ? در 1248ق نيز از آنجا با عن?ان قصبهاي آبادان با مردم شيعى مذهب سخن رانده است ( بستان...، 106). مقارن سالهاي 1299-1303ق ? 1315-1317ق اعتراضات مردم به سنگينى ماليات ? حق ضابطى ? همچنين شكايت ملامحمد باقر اصطهباناتى (مجتهد طرفدار مشر?طه) از صاحب دي?ان به تهران، كار را به بستن راهها ? نزاع د? طايفة بزرگ آنجا ? د? دستگى مردم نسبت به حاكم شهر ? سرانجام بست نشينى اهالى فسا در استهبان در اعتراض به ماليات سنگين ? درگيري با نايب الحك?مه ? فرستادة شاه مىكشاند ( ?قايع اتفاقيه، 26، 156-157، 237، 242، 254، 260-263، 528، 573). حسينقلى خان مافى، حاكم فارس (از شعبان 1310 تا 1311)، ضمن اشاره به حكمران استهبان يعنى نصيرالملك به خرابى ا?ضاع مملكت اعتراف، ? خاطر نشان مىكند كه ش?رش استهبان نزديك است (1(1)/164، 1(2)/149). در د?رة قاجاريه، بيشتر خانههاي استهبان از خشت خام، گل ? چ?ب ساخته شده ب?د ? تنها د? هزار خانه داشت (فسايى، 2/1255). فرصت الد?له نيز در 1313ق از اقامت ك?تاه مدت خ?د ? چنار ديدنى ? بلند آنجا ياد كرده است (ص 412). در حد?د سال 1319ق، استهبان يكى از حك?متهاي 18 گانة فارس ب?ده است (نجم الد?له، 124). آثار تاريخى: شك?همندترين ديدنى شهر، چنار عظيم ? م?ز?ن بسيار كهن ميدان شهر است با ارتفاع 47 متر ? قطر تقريبى 5/11 متر. آثار ديگري چ?ن مسجد جامع، امامزاده پيرمراد، مسجد يزديان، مقبرة منس?ب به محمد شيرين مغربى (د 809ق) عارف ? ص?فى، ? آرامگاه شيخ علينقى اصطهباناتى است (افشار، 482؛ شير?انى، بستان، 106؛ فسايى، 2/1256؛ فرصت، 412؛ حكمت، 3/445؛ فرهنگ جغرافيايى ايران، 7/11-12؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 3).
فقط کاربران عضو می توانند این بخش را مشاهده کنند...
مطالب مشابه:
مشاهير ? دانشمندان زرقانينام ? تاریخ زرقانآداب ? رس?م در زرقانپيشينه تاريخينی ریز در گذر زمان
|
| |
|
|
|
|